نجوا.
انتظار
در ظلمانی ترین شب دنیا گونه های خشکیده ام را شبنم دیدگا نم مر طوب می کند،مهر سکوت لبانم را در آستانه هق هق گلویم می گشایم. چه سوزی دارد نوای طبل تنهایی، خدایا به سوز آه سینه هم و باران دیدگانم دستهای تنهای مرا بگیر که جز تو همدمی برای روزهای پاییزی ندارم.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 2:34 توسط محسن خدایی
|