ابرهای جاده
ابرهای جاده:
چشمهایت اتفاق ساده بود
دست بیعت با ستاره داده بود
آمدی پروانه های چشم من
از برای سوختن آماده بود
عشق وقتی بر تماشایت نشست
آینه از اعتبار افتاده بود
شاعر اندیشه های پاک تو
سبزه و آیینه و سجاده بود
با تمام سربلندی سروناز
پیش پای سبز تو افتاده بود
وقتی می رفتی نگاه خیس من
روی بال ابرهای جاده بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۳ ساعت 2:30 توسط محسن خدایی
|